برای تو - تاریخ: 1395/12/9 ساعت: 19:08
 اسارتگه عشق چه دردناک و چه شیرینخویش را باختن در پی هیچ و در  سراب تومی دانم اما پای گریزم شکسته استمی خواهم اما دلم پر می کشد برای تو شاید که روزی قفس را شکستم و آزاد شدماز خاطرات این همه روزهای در هوای توآزاد از تو  جاری شدم در زندگیدر لحظه های ناب رقص پروانه ها به یاد تواین ماه ها و سال ها پاییز...
فرسوده - تاریخ: 1395/12/8 ساعت: 0:33
در پس سرمای استخوان سوز فراقخورشید نگاه تودل که را گرم می کندو لبخندتبر شاخه ی کدام درخت افسردهگل کاغذی می نشاندبا کدام نسیم سرگردان کویرپروانه ی خیال تو می رقصدتو با کدام زمزمه ی سرخ نیلوفربا غروب اندوه یک روز پاییزی نجوا می کنیتو را نمی دانم اما مندر امواج سرکش زمانبر زورق تنهایی خویش نشسته امپارو...
لبخند - تاریخ: 1395/12/8 ساعت: 0:33
لبخند زیباستاگرتوآن را زده باشی
شب آتش - تاریخ: 1395/12/8 ساعت: 0:33
در شب آتشنشانم رفته از یادتو اینک منانتهای شبو این آتش زبانه می کشد بی تودیری است دیوار لحظه ی دیدارفروریخته بر کلبه ی خاموشزیر این آوار مانده ام شایدروزنی از نوربتابد بر جنگل تاریکیا نسیم خنده های تواز تن شقایق های وحشیبروبد خستگی هایم  راو می دانم در یکی از روزهای پیش رواز نردبان تا ابرتا خورشید خ...
ملال - تاریخ: 1395/12/8 ساعت: 0:33
روزهای تکراریزیر آوار ملالخرد می شوندو از واژگانم جز افسوسدر دشت تنهایی گلی نمی رویداین همه بودن های پی در پیرو سوی کدام لبخند پنجره را باز می کند؟
عروج - تاریخ: 1395/12/8 ساعت: 0:33
در گردش تاریک زمانه و چرخش دوار زندگی، می چرخیم و خسته می شویم از هبوط.... و عروج یعنی پرواز به جایی که این جا نیسترفتن از این میانهسفر به دیگر سو
آتش - تاریخ: 1395/12/8 ساعت: 0:33
بی شعله یخ می زنیمبا آتش ذوب می شویمکجاست آن جاکه نه بسوزیم و نه یخ بزنیم؟مسیر تاریک و سرد تاریخ رابا نوری در دستهبوط می کنیمبرمی خیزیممی رقصیم و می رقصیمو نمی دانیمهر یک از مالحظه یی هستیمسپسبه سوی  عدم پرواز می کنیمهر یک به صورتیدر راه مانده ایسرما زده ایو یا با آتش، سوخته ایعمر مابه شمع می ماند.ت...
امروز - تاریخ: 1395/12/8 ساعت: 0:33
امروز خیلی بی حوصله بودم. همه ی توانم را از دست دادم. حسی از رنجوری عمیق و غروبی غمگین. امروز، بی آن که دلیلش را بدانم، در وهمی از اندوه مبهم غوطه می خوردم. امروز، بی جهت، جانم، چونان قفسی در بسته، شکسته در هوای سرد بود. آن قدر سرد که گرم نمی شدم.هوای دلم سرد است.و حسی از بیهودگی... بیهودگی.....تو ر...
کتاب - تاریخ: 1395/12/8 ساعت: 0:33
کتاب نامقدس>- گفتاری در باره ی هیچ:و تو چه می دانی بیگانگی چیست؟
پنهان - تاریخ: 1395/12/8 ساعت: 0:33
گم شدن در ابرهای تیره ی تاریخ. و انتهای ناکجاآبادی که هیچ نامی ندارد. هر کس که می آید. رفتن اش را از همان آغاز بر دوش می کشد. حتی اگر فراموش کرده باشد، راه به جایی ندارد. جهان جای غریبی است. لذت هایش با درد به هم پیچیده. و لطف اش همه به قهر تلخ آغتشه. می بخشد بی حساب. می گیرد به ناگهانی در غروبی دلت...
غروب - تاریخ: 1395/12/8 ساعت: 0:33
باز این غروب، یقه ی بی حوصلگی ام را گرفت. جدالی بی پایان میان انتهای روز و خاطراتی در بن هر واژه ای که در بیابان ذهنم می روید. یادم می آید در گوش درخت کهنسال لحظه های بی قرار، نجوا می کردمفرو ریخت ز حزن،  به ناگاه برگ های سبز شادی از شاخه های بلند آوازشو گریست   و باران گرفت   و هوا ابری شدآن شب طوف...
ساعت صفر - تاریخ: 1395/9/26 ساعت: 14:56
در اوج مبهم و رازآلوده ی  عشقساعت، می ایستدنفسش می گیردمی میردو  زمیناز شرم نگاهچشمهایش را تا افق می بندداز پنجره تنهایی شبماهپشت گلدان شقایق می گریدو سکوتی ژرفنقش می بنددبر رخساره ی گلساعت در لبخند خشکیده به لبای وای، همیشه صفر استپس از آن خوابی گنگ و پژمردهبر تن عریان شفقمی تابدو تکرار فاصله هادست...
گسسته روزگار - تاریخ: 1395/9/26 ساعت: 14:55
دوباره پایان یک بازی دارد از راه می رسد. گسسته می شود فصل ها و ماه ها. از این جا به آن جا. و این بار از این جا به هیچ کجا. درست مثل قطاری که سوار شده باشی. صبحگاهی غریب و سرد، در یکی از ایستگاه ها، در بیابانی دور دست بایستد. بعد پیاده شوی و یک وقت متوجه شوی قطار راه افتاده است و تنها درایستگاه از قط...
آرین - تاریخ: 1395/9/26 ساعت: 14:55
با تو " آرین"****همه ی هستی رنج می کشددرد تو را مچاله می کنداما تو "آرین"امید را فراموش مکنکوچک تر از آنیدر برابر لشگر "درد" دیگران هم تنهاترینند در برابر رنج هاشانبا این همه اما تو "آرین"لبخند را فراموش مکندر مسیر سخت هستی کودکان بسیارند همچون توسنگلاخ است و پر  دلهرهاما تو "آرین" زندگی را فراموش م...
باران - تاریخ: 1395/9/26 ساعت: 14:55
باران آمدتوکجایی؟خواستم ابرها را نشانت دهمنشدتو کجایی؟
پارک وی - تاریخ: 1395/9/26 ساعت: 14:55
1......دلِ تنگم را در امواج واژگان بی انتها رها می کنمو تا افق را با خیال رنگین کمان خنده های توپارو می زنم2....راستی،       باران آمداین چتر برای من بزرگ استوقتی تو نیستییادم باشد چتر کوچکی بردارم3....ای کاش در ابهام آن سوی پل شکستهسایه ای از دورآرام تا وهم تاریک کوچهگام برمی داشت4....ساعتم هنوزدر ...
سه تار - تاریخ: 1395/9/26 ساعت: 14:55
دانلود سه تار.... چه بسیار ستاره ها در آسمانو من چشم بر راه یک نسیمیک افقو لحظه ای که چشمه ی صدای توبجوشد از آسمان این دل  گرفته امدر انتظار یک اتفاق ساده امکه  ابر ببارد بر این چتر بسته امکجاست هیاهوی لبخند سرخ فام توو آبی چشم های بی کران آسمان
آرزو - تاریخ: 1395/9/26 ساعت: 14:55
در انتهای شبدو استکان چای و یک کتاب شعرو ریزش صدای توبر انحنای لحظه های بی قرارآگر چنین شودتمام واژگان خسته و فسرده امبه رنگ صبحدم و چشم های پر فسون آرزوکنار آتش جنون و تا افقخنده های سرخ سرخو درد سالهای بی فروغچه زود یادشان می رود
نیامدی - تاریخ: 1395/9/26 ساعت: 14:54
آن قدر نیامدی که زمستان آمد و  درختان به خواب رفتندخورشید قهر کرد و پشت کوه پنهان شدآن قدر نیامدی که برگ درختان  به دست باد وحشیبر زمین ریختند و زیر پای عابران خستهآن قدر نیامدی که پرستوهای مهاجراز این دیار و مرز و بوم رفتنداکنون لحظه های بی شمار این همه نیامدنت رابه حساب کدام واژه های سرگردان بگذار...
مرگ - تاریخ: 1395/9/26 ساعت: 14:54
امروز، غمگینمغمگینمی دانی چرا؟یادت هست آرین؟و چه دردها کشید طفلکزندگی را تاب نیاورد رفت. لبخند را و نسیم را فراموش کرد و رفت. می دانست  زیستن به این همه رنجش نمی ارزد. به این همه دردش آه...در سر گریستنی دارم حزیندر جانم ابری است کدرهر که می رودمن در این جاجانم فشرده می شوداو پایان گرفت من به پایان خ...

برچسب‌های مرتبط

ساعت صفر | ساعت صفر عاشقی | ساعت صفر عاشقی چیست | آرین موتور | آرین وطن خواه | باران کوثری | باران چت | پارک وی | پارک وی فیلم کامل | پارک ویکتوریا یونان